عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

565

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

12 كن مشغولا بما انت عنه مسئول : بدانچه كه بدان مسئولى مشغول باش ( و براى روز باز پرسى خدا خود را آماده كن ) . 13 كن زاهدا فيما يرغب فيه الجاهل : در آنچه نادان آرزومند آنست تو از آن بر كنار باش ( و در دنيا از ياد آخرت غافل منشين ) . 14 كن فى الملاء وقورا و فى الخلاء ذكورا در پيدا و آشكار سنگين و با وقار و در پنهان به ياد خدا باش . 15 كن فى الشّدائد صبورا و فى الزّلازل وقورا در پيش آمدهاى سهمگين روزگار شكيبا ، و در لرزشهاى گيتى گران سنگ باش . 16 كن بالبلاء محبورا و بالمكاره مسرورا : در گرفتارى شادمان و در سختيها خرّم و گشاده‌رو باش ( تا در دو جهان كامروا باشى ) . 17 كن فى السّرّآء عبدا شكورا و فى الضّرّاء عبدا صبورا : در آسايش بندهء باش شكور و در سختيها بندهء باش شكيبا . 18 كن جوادا بالحقّ بخيلا بالباطل : در راه حق بخشنده و در راه باطل بخيل باش ( در بارهء اين قدمى بر مدار و براى آن فداكارى كن ) . 19 كن متّصفا بالفضائل متبرّء من الرّذائل : هميشه بفضل و فزونى آراسته باش و از زشتيها دورى جوى . 20 كن لما لا ترجوا اقرب منك لما ترجوا : بدانچه اميدوار نيستى نزديكتر باش تا بدانچه كه اميدوارى ( و اين حديث شريف اين طور هم روايت شده است كن ملا لا ترجوا ارجى منك ممّا ترجو فانّ موسى خرج يقتبس صار نبيّا : بدانچه كه اميدوار نيستى اميدوارتر باش تا آن چيزى كه اميد دارى زيرا حضرت موسى عليه السّلام براى آتش آوردن رفت پيغمبر شد ) . 21 كن بالوحدة انس منك بقرناء السّوء : به تنهائى مانوس تر باش از اين كه با همنشينان بد نشينى . 22 كن للمظلوم عونا و للظّالم خصما : ستمكش را يار و ستمگر را دشمن باش ( اين را بيفكن و آن را بنواز ) . 23 كن لهواك غالبا و للنّجاة طالبا : هواى نفست را مغلوب كن و رستگارى را خواهان باش .